وقتی سریال سازها از زمانه خود جا می مانند | دست خالی در بزنگاه طلایی

  • کد خبر: ۴۲۵۸۶۷
  • ۰۷ تير ۱۴۰۵ - ۰۹:۴۱
وقتی سریال سازها از زمانه خود جا می مانند | دست خالی در بزنگاه طلایی
امسال، دست کم تا اینجای کار، خبری از یک اتفاق مهم در عرصه سریال سازی نیست. تلویزیون در ماهی که می‌توانست فرصتی کم نظیر برای بازخوانی مفاهیم عاشورایی در بستر زندگی امروز را مغتنم بشمارد، تقریبا دست خالی به میدان آمده است.

به گزارش شهرآرانیوز؛ محرم ۱۴۰۵، از بسیاری جهات، با محرم‌های سال‌های گذشته تفاوت دارد. جامعه ایرانی در حالی به استقبال این ماه رفته که هنوز درگیر پیامد‌های یکی از پرالتهاب‌ترین دوره‌های تاریخ معاصر خود است؛ دوره‌ای که با ناآرامی خیابانی، تجربه جنگ تحمیلی، بروز اضطراب عمومی، مقاومت ملی در میدان و خیابان و در نهایت ارتقای همبستگی اجتماعی به شکلی کم سابقه، در تاریخ این کشور به ثبت می‌رسد.

در چنین شرایطی، طبیعی است که نگاه‌ها به تلویزیون به عنوان مهم‌ترین رسانه عمومی کشور دوخته شود؛ رسانه‌ای که همواره در مناسبت‌های مذهبی، به ویژه ماه محرم، تلاش می‌کرد با تولید آثار نمایشی ویژه، نبض فرهنگی جامعه را در دست بگیرد. این اتفاق، اما محقق نشد تا یکی از بهترین فرصت‌ها برای تولید سریال‌های مناسبتی، به مثابه فرصتی از دست رفته، ناشکفته باقی بماند.

آنتن خلوت تلویزیون

امسال، دست کم تا اینجای کار، خبری از یک اتفاق مهم در عرصه سریال سازی نیست. تلویزیون در ماهی که می‌توانست فرصتی کم نظیر برای بازخوانی مفاهیم عاشورایی در بستر زندگی امروز را مغتنم بشمارد، تقریبا دست خالی به میدان آمده است.

آنچه اکنون روی آنتن شبکه‌های مختلف دیده می‌شود، به پخش سریال تکراری «مهمان کشی» و مجموعه‌ای به نام «متولد آوریل» محدود می‌شود که مورد اخیر نه از جذابیت داستانی برخوردار است، نه از بازیگران کارکشته و مسلط بهره می‌برد، نه کیفیت اجرایی قابل دفاعی دارد و نه اساسا ارتباط معناداری با حال و هوای این ایام برقرار می‌کند. نتیجه روشن است؛ تلویزیون در یکی از مهم‌ترین مقاطع تقویم فرهنگی کشور، لااقل در عرصه درام و سریال سازی، حرف تازه‌ای برای مخاطب ندارد.

بهانه جویی ممنوع

برخی مدافعان وضعیت کنونی رسانه ملی، وقوع جنگ و پیامد‌های آن بر برنامه ریزی‌های کشور را توجیهی برای دست خالی تلویزیون در محرم ۱۴۰۵‌ می‌دانند. این استدلال اما، از پایه و اساس نادرست و چیزی شبیه به توجیه کم کاری است؛ به این دلیل ساده که تلویزیون و شبکه خانگی در ایام جنگ (قبل از آتش بس) دو سریال به نام‌های «سرو، سپید، سرخ» و «اهل ایران» ساختند.

این دو مجموعه در زیر موشک و در بدترین شرایط ممکن برای تولید سریال، ساخته شدند و هم زمان به پخش هم رسیدند. بنابراین، می‌توان اطمینان داشت که اگر عزمی برای تولید سریال‌های مناسب در ماه محرم وجود داشت، قطعا موانع به حدی نبودند که اصل کار را ناممکن کنند.

سوژه برانگیخته شده مقاومت

شاید نخستین ایده‌ای که به ذهن هر تحلیلگر تازه کاری در حوزه فرهنگ و هنر برسد، این باشد که محرم امسال، بیش از هر زمان دیگری، ظرفیت پرداختن به مفهوم «مقاومت» را دارد؛ مفهومی که در قلب روایت عاشورا قرار گرفته و طی ماه‌های اخیر نیز بار دیگر به یکی از کلیدواژه‌های اصلی فضای اجتماعی ایران تبدیل شده است.

اما نکته مهم اینجاست که تلویزیون برای پرداختن به چنین مفهومی، حتی لزوما به ساخت یک سریال تاریخی هم نیاز نداشت. مخاطب ایرانی در محرم سال ۱۴۰۵، بیش از آنکه مشتاق بازسازی‌های پرهزینه تاریخی باشد، تشنه دیدن داستان‌هایی است که نشان دهند انسان معاصر چگونه می‌تواند در زندگی روزمره خود بر مدار ارزش‌های حسینی حرکت کند؛ چگونه در برابر بی عدالتی بایستد، چگونه هزینه انتخاب اخلاقی خود را با هدف آزادی از چنگال مستبدان بپردازد و چگونه میان منفعت شخصی و حقیقت، برای انتخاب دومی پایمردی کند.

این همان نقطه‌ای است که سریال سازان ایرانی در محرم امسال، نادیده اش گرفتند و در دراماتیزه کردن آن ناکام ماندند. تا اینجای کار که چند روز از ماه محرم گذشته، رسانه ملی هنوز نتوانسته پلی میان عاشورای تاریخی و زندگی امروز مخاطب ایرانی بسازد؛ گویی همچنان تصور می‌شود مفاهیم مذهبی فقط در لباس تاریخ قابل روایت هستند، در حالی که موفق‌ترین آثار نمایشی عاشورایی در سال‌های گذشته، خلاف این موضوع را ثابت کرده‌اند.

رقیب پرحجم

مشکل، اما فقط ضعف تولید نیست. محرم امسال با یک اتفاق مهم دیگر نیز هم زمان شده است؛ آغاز دیدار‌های جام جهانی و افزایش طبیعی تمایل مخاطبان به تماشای مسابقات فوتبال مهم‌ترین رویداد فوتبالی ملی در جهان. در چنین شرایطی، رقابت برای جذب مخاطب دشوارتر از همیشه است.

بیننده‌ای که می‌تواند در شبکه ۳ یا شبکه ورزش مسابقه‌ای جذاب و پرهیجان را دنبال کند، چرا باید زمان خود را صرف تماشای یک سریال تکراری یا مجموعه‌ای کم کیفیت کند که نه کشش داستانی دارد و نه شخصیت‌های جذاب؟ واقعیت این است که مخاطب امروز دیگر صرفا به دلیل مناسبتی بودن یک برنامه پای تلویزیون نمی‌نشیند. او حق انتخاب دارد و رسانه‌ای موفق خواهد بود که بتواند برای این انتخاب دلیلی قانع کننده ارائه کند. 

با این حال، سازندگان سریال‌های مناسبتی، امسال می‌توانستند، به جای سریال‌های بلند و کش دار، به ساخت مجموعه‌های کوتاه و فشرده مبادرت ورزند؛ مینی سریال‌هایی که کمترین میزان حشو و آب بستن را داشته باشند و بتوانند در چند قسمت محدود، داستانی پرکشش و مدرن را تعریف کنند؛ چیزی شبیه سریال نمایش خانگی سه قسمتی «دختران کوچه غم» که سال گذشته پخش شد و بازخورد‌های بسیار خوبی هم گرفت. 

از سوی دیگر، سریال‌های ویژه محرم ۱۴۰۵‌ می‌توانستند به سراغ مسائل واقعی جامعه امروز بروند؛ از عدالت، مقاومت ملی و مسئولیت اجتماعی گرفته تا ایثار و انتخاب اخلاقی؛ البته نه با زبان شعار، بلکه از طریق موقعیت‌های دراماتیک و شخصیت‌های باورپذیر و عمیق. علاوه بر این، استفاده از بازیگران شناخته شده نیز ضرورتی انکارناپذیر است و در بازار شلوغ رسانه‌ای امروز، حضور چهره‌های محبوب می‌توانست نخستین جرقه کنجکاوی را در ذهن مخاطب ایجاد و او را به تماشای سریال‌های محرمی ترغیب کند.

تجربه تکرارنشدنی

سال هاست که با فرا رسیدن محرم، نام برخی سریال‌ها دوباره بر سر زبان‌ها می‌افتد؛ آثاری که حتی پس از گذشت دو دهه همچنان در ذهن مخاطب زنده‌اند. مهم‌ترین و موفق‌ترین نمونه این آثار بدون تردید «شب دهم» است. راز ماندگاری چنین مجموعه‌هایی را باید در یک نکته ساده جست‌و‌جو کرد: این آثار پیش از آنکه درباره مناسک و وقایع تاریخی باشند، درباره مفاهیم و موقعیت‌های انسانی بودند.

«شب دهم» از عشق به عنوان دروازه ورود به مفاهیم عاشورایی استفاده کرد و سپس، آرام آرام، به جهان معنایی اثر وارد شد. سازندگان این سریال، به جای آنکه مفاهیم مذهبی را مستقیما به مخاطب آموزش دهند، اجازه می‌دادند درام کار خودش را انجام دهد و «ترویج فرهنگ عاشورا» را جایگزین «روایت واقعه عاشورا» کند.

در مقابل، بسیاری از آثار مناسبتی سال‌های اخیر، بیش از آنکه به روایت داستان فکر کنند، درگیر انتقال مستقیم پیام بوده‌اند. نتیجه نیز روشن است؛ شخصیت‌هایی که به یاد نمی‌مانند، داستان‌هایی که کشش ندارند و آثاری که با پایان ماه محرم به فراموشی سپرده می‌شوند.

اساسا یکی از سوءتفاهم‌های رایج در تولید آثار مذهبی این است که گمان می‌شود هرچه ارجاعات مستقیم به مفاهیم دینی بیشتر باشد، اثر موفق‌تر خواهد بود. این در حالی است که تجربه، دقیقا عکس این موضوع را نشان می‌دهد و موفق‌ترین سریال‌های محرم آن‌هایی بوده‌اند که به جای روایت مستقیم عاشورا، ارزش‌های عاشورایی را در دل یک داستان جذاب و مدرن بازآفرینی کرده‌اند.

مجمع بی تفاوت‌ها

با همه نقد‌هایی که به عملکرد رسانه ملی وجود دارد، منصفانه نیست که تمام مسئولیت این وضعیت را متوجه تلویزیون بدانیم. منهای تئاتر که مخاطبان محدودتری امکان استفاده از آن را دارند، سه ضلع اصلی مثلث نمایش عمومی در ایران را تلویزیون، سینما و شبکه نمایش خانگی تشکیل می‌دهند. اگرچه تلویزیون عملکرد قابل دفاعی در زمینه تولید سریال برای محرم امسال نداشته، اما دو ضلع دیگر عملا از این حوزه فاصله گرفته و هیچ گامی برای این دوران مهم برنداشته‌اند.

شبکه نمایش خانگی، به جز یکی دو مورد، در طول حدود دو دهه فعالیت خود تقریبا هیچ توجهی به تولید سریال‌های مناسبتی نشان نداده است. سینما نیز وضعیتی مشابه دارد. گویی پرداختن به مفاهیم عاشورایی و مناسبت‌های مذهبی به طور کامل به تلویزیون تفویض شده است.

شاید هنوز برای جبران دیر نشده باشد؛ اما نخستین گام، پذیرفتن یک واقعیت ساده است: مخاطب امروز نه به شعار نیاز دارد و نه به تکرار. او فقط یک داستان خوب می‌خواهد که بتواند در آن، تصویری از خودش و زمانه اش را پیدا کند.

گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.